X
تبلیغات
f1f2.blogfa

f1f2.blogfa

porseshname

آيا به تلفن همراه اعتياد داريد؟ (اعتياد به تلفن به پيام كوتاه)

آيا به تلفن همراه اعتياد داريد؟ (اعتياد به تلفن به پيام كوتاه)

در صورتی که ویژگی های زیر را تا حد زیادی دارید شما به تلفن همراه معتادید

-          صرف زمان زياد براي پيام كوتاه.

-          اشتغال خاطر ودرگيري ذهني در مورد پيام كوتاه.

-          افت عملكرد آموزشي و شغلي با شروع استفاده از پيام كوتاه.

-          پناه بردن به پيام كوتاه براي گريز از اضطراب و افسردگي.

-          ناتواني در كنترل و كاهش استفاده از پيام كوتاه.

-          زدن از خواب براي صرف وقت بيشتر براي پيام كوتاه.

-          مخفي نگه داشتن ميزان وقت صرف شده، هزينه و محتواي پيام كوتاه از اطرافيان.

-          احساس ناآمني، بدخلقي، افسردگي يا زودرنجي در اثر تلاش براي كاهش پيام كوتاه.

-          جرو بحث با ديگران در جريان استفاده از پيام كوتاه.

-          احساس پشيماني در مورد زمان صرف شده براي پرداختن به پيم كوتاه.

-          استفاده از پيام كوتاه براي هيجان جويي و ايجاد رابطه اجتماعي با ديگران.

-          زدن از درس يا كار براي پرداختن به پيام كوتاه.

-          بازماندن از تعامل هاي اجتماعي به سبب پرداختن به پيام كوتاه.

-          گرفتار آمدن به مشكل شخصي، آموزشي يا شغلي به دليل پرداختن به پيام كوتاه.

-          ابتلا به برخي مشكلات جسماني در اثر ارسال پيام كوتاه.

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم بهمن 1389ساعت 17:58  توسط FD  | 

نگاهي به فرصت ها و تهديدهاي تلفن همراه

نوپايي تلفن همراه از سويي و تحولت سريع و پي در پي آن از سوي ديگر، امكان انجام بررسي هاي پژوهشي لازم را به دست نداده است.و تحقيقات انجامشده در زمينه آثار و پيامدهاي آن اندك است.  در اين بررسي ما پيامدها و فرصت هاي زيستي، رواني و جامعه شناختي آن را مورد بررسي قرار مي دهيم:

 

الف) تبعات زيستي تلفن همراه

از جمله آسيبهاي زيستي كه تلفن همراه با خود به همراه دارد عبارت اند از:

احتمال ابتلا به اكوستيك نرما كه يه تومور خوش خيم اعصاب شنوايي را افزايش مي دهد.

باعث كاهش شنوايي مي شود.

در گردش خون اختلال ايجاد مي كند.

احتمال سرطان خون را افزايش مي دهد.

سبب تضعيف سيستم ايمني بدن مي شود.

باعث تهوع؛ استفراغ و كم اشتهايي مي شود.

سبب افزايش احتمال ناباروري مي شود.

كاربران خواب هاي آشفته تري دارند.

مشكلات آشكاري در ترشح هورمون هاي استروژن و پروژسترون مي شود.

باعث كاهش بردباري و تحمل افراد مي شود.

 

فرصت هاي رواني تلفن همراه

-        ايجاد عرصه اي براي تخليه رواني

-        ايجاد عرصه اي براي هيجان جويي

-        سرگرمي و بازي

-        ايجاد امكاني براي بروز خلاقيت هاي فردي

 

تهديدهاي رواني تلفن همراه

-        گرفتن فرصت تأمل و تأني دروني فرد

-        ايجاد اشتغال و درگيري ذهني و در نتيجه عدم رسيدگي به فعاليتهاي روزمره

-        بروز برخي اختلالات رواني چون استرس، اضطراب، وسواس، تنيدگي و امثال آن.

-        وابستگي و اعتياد به تلفن همراه

-        ايجاد هويت كاذب

-        هيجان جويي مرضي

-        اتلاف وقت

-        گسترش و تعميق روابط دختر و پسر

-        كاهش تدريجي شرم و حياي كاربران

 

فرصت هاي اجتماعي تلفن همراه

 

-آموزش مبتني بر تلفن همراه

- گسترش امكان عمل ارتباطي فرد

- آشنايي و استفاده از فن آوري هاي جديد.

 

تهديدهاي اجتماعي تلفن همراه

 

-        كاهش تعامل هاي اجتماعي

-        تغيير ارزشهاي اجتماعي

-        كاهش امنيت اجتماعي

 

 

منبع: كتاب تلفن همراه(راهنماي والدين در استفاده فرزندان از فن آوري هاي ارتباطي جديد) نوشته دكتر مرتضي منطقي، ناشر: عابد، 1386

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم بهمن 1389ساعت 17:56  توسط FD  | 

شعری در مورد عشق های امروزی

اين روزا عمر عاشقي دو روزه             

الهي پير عاشقي بسوزه

بلا به دور، از اون دلاي عاشق           

كه جمعه عاشقند و شنبه فارغ

گذاشته روي ميز من، يه پوشه  

اسامي عشقاي بنده توشه

زري، پري، سكينه، زهره، سارا      

وجيهه و مليحه و ثريا

نگين و نازي و شهين و نسرين   

مهين و مهري و پرند و پروين

چهارده فرشته و دو اختر      

دو ليلي و سه اشرف و دو آذر

سفيد و سبزه و گندمي و زاغي 

بلوند و قهوه اي پركلاغي

هزار اسم خانمه تو اين ليست        

  با عده اي كه اسمشون يادم نيست

گذشت دوره اي كه ما يكي بود         

خدا و عشق آدما يكي بود

نامه مجنون به حضور ليلي              

ميرسه اينترنتي و ايميلي

شيرين ميره، ميشينه پيش فرهاد 

روي چمن، تو پارك بهجت آباد

زلفاي رودابه ديگه بلند نيست        

پله كه هست، نيازي به كمند نيست

تو كوچه غوغا مي كنند و دعوا           

چهار تا يوسف سر يه زليخا

نگاه عاشقانه بي فروغه      

اگه ميگن دوستت دارم، دروغه

تو كوچه هاي غربي صناعت    

عشقو گرفتن از شما جماعت

كجا شد، اون ضرافت و كرشمه 

نگاه دزدكي كنار چشمه

كجا شد، اون به شونه تكيه كردن   

كنار جوي آب گريه كردن

دلاي بي افاده، يادش به خير   

دختركاي ساده يادش به خير

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم بهمن 1389ساعت 17:55  توسط FD  | 

شیطان پرستی 5 / شیطان پرستی در ایران

شيطان پرستی در ايران :

شيطان پرستی در ايران از ديرباز وجود داشته است . چه قبل از زرتشت و چه بعد از آن و شايد اوج آن در زمان زرتشت و بحث اهريمن و اهورامزدا باشد . اما بر اساس تحقيقات نويسنده وبلاگ بيشتر شيطان پرستی در ناحيه غربی کشور و ناحيه مرکزی ايران داير است . مخصوصا در شهرهای غرب و جنوبغرب کشور و کردنشين که حتی مراسم اين عده در کوهها و دره ها نيز هنوز برگزار ميشود و قربانی آنها حيوان است . در قسمتهای مرکزی ايران نيز هنوز هستند قبايلی که شيطان پرست هستند اما خوب به گستردگی ديگر مناطق ايران نيستند . و خوشبختانه يا متاسفانه بعضی از اين کانونهای شيطان پرستی در تهران نيز در حال گسترش است .

 

نماد هاي شيطان پرستي

در بررسي نمادهاي متعلق به شيطان‌پرستي خط بسيار روشني از ارتباط صهيونيسم و شيطانيسم به وضوح قابل مشاهده است .
در ذيل برخي از نمادها كه به عنوان نگين انگشتر ، ‌گردنبند ، تصاوير بر روي دست‌بندها ، پيراهن ، شلوار ، كفش ،‌ ادكلن ، ساعت و ... درج شده و از جمله به ايران اسلامي نيز راه يافته است ، مورد بررسي و معرفي قرار مي‌گيرد :

 

اگر نوشته وسط نماد يعني (Satanism) به معناي شيطان‌گرايي به همراه دايره حذف كنيم ، آن وقت يك ستاره پنج‌ضلعي بر جاي مي‌ماند كه همان نشانه ستاره صبح يا پنتاگرام (pentagram) باقي مي‌ماند .

 

اين سمبل نيز همان پنتاگرام است ، با فرق اينكه انواع آن گاه پنج‌ضلعي وارونه (snvertedpentagram ) يا ديو (Buphomet ) و به شكل در ميان نمادهاي شيطان‌پرستان به چشم مي‌خورد .


برخي از شيطان‌گرايان محدوده جغرافيايي « تحت سلطه » اين نماد و در واقع منطقه نفوذ شيطان‌گرايي را در نقشه ذيل توصيف مي‌نمايند . (محدوده در ايسلند و اروپا)

 

666يك سمبل با عنوان « شماره تلفن شيطان » توسط گروه‌هاي هوي متال وارد ايران اسلامي شده اما در حقيقت علامت انسان و نشانه جانور در ميان شيطان‌پرستان تلقي مي‌شود و براساس مكاشافات 13:18 « ... پس هر كس حكمت دارد عدد وحش را بشمارد ،زيرا كه عدد انسان است و عددش 666 است . » از سال‌ها پيش تاكنون اين عدد با اشكال مختلف بر روي ديوارهاي شهرهاي بزرگ كشور مشاهده مي‌شد .

 

صليب وارونه (upside down cross ) : اين نماد و حكايت از « وارونه شدن مسيحيت دارد » و عمدتا استهزا و سخره گرفتن اين دين است . صليب وارونه در گردن بندهاي بسياري مشاهده شده و خواننده‌هاي راك انواع مختلف آنرا به همراه دارند

نماد صليب شكسته يا چرخ خورشيد (swastika or sun wheel) : چرخ خورشيد يك نماد باستاني است كه در برخي فرهنگ‌هاي ديني همچون كتيبه‌هاي بر جاي مانده از بودايي‌ها و مقبره‌هاي سلتي و يوناني ديده شده‌است .
لازم به توضيح است اين علامت سال‌ها بعد توسط هيتلر به كار رفت ،‌ لكن برخي با هدف به سخره گرفتن مسيحيت اين سمبل را وارد شيطان‌پرستي كردند .

 

چشمي در حال نگاه به همه جا (All seeing Eye) : چشم در برخي نمادهاي روشنفكري نيز به كار مي‌رود . اما شيطان‌پرستي اعتقاد دارند چشم در بالاي هرم « ‌چشم شيطان » است و « بر همه جا نظارت و اشراف دارد » .
اين علامت در پيشگويي ،‌ جادوگري ، نفرين‌گري و كنترل‌هاي مخصوص جادوگري مورد استفاده قرار مي‌گيرد .گفتني است اين نماد بر روي دلار آمريكايي به كار رفته است .

 

اين نمادها به انگليسي (Ankh) انشاء‌مي‌شود و سمبل شهوت‌راني و باروري است .
اين نمادها به معناي روح شهوت زنان نيز تعبير مي‌شود . امروزه نماد « فمنيسم » در واقع يك نماد برداشت شده دقيقا از سمبل‌هاي شيطاني است .

ضد عدالت (Anti justice) : با توجه به اينكه تبر رو به بالا نماد عدالت در روم باستان به شمار مي آمده است شيطان‌پرستان تبر رو به پايين را با عنوان نماد ضد عدالت در راه پيمودن مسير تاريك انتخاب كرده‌اند .

 

سر بز (Goat Head) : بز شاخدار ، ‌بز مندس mendes (همان ba'al بعل خداي باروي مصر باستان) ، ‌بافومت ، خداي جادو ، scapegoat (بز طليعه يا قرباني) اين يكي از راه‌هاي شيطان‌پرستان براي مسخره كردن مسيح است زيرا گفته مي‌شود كه مسيح مانند بره‌‌اي براي گناهان بشر كشته شد

 .

هرج و مرج (Anarchy) : اين نماد به معناي از بين بردن تمام قوانين است و دلالت بر اين امر دارد كه « هر چه تخريب كننده است تو انجام بده » اين نماد عمدتا مورد استفاده گروه‌هاي هوي‌متال است .

 

چشم شيطان (Aye of satan) : اين نماد نيز به معناي چشم « شيطان و نظارت و اقتدار » است و كمتر شناخته شده است .

 

- شيطان وجود دارد

اين جمله همانقدر كه صحيح است، مي تواند گمراه كننده نيز باشد. اساسا شيطان كيست و وجود او چگونه است؟

آيا او وجود مطلق دارد يا دستخوش نوعي صيرورت و سنت تاريخي است. اساسا فهم مفاهيم غيبي و ظهورات آنها از جن و فرشته و شيطان گرفته تا معجزات و عذاب ها ممكن نيست مگر آنكه آنها را در بستر ربوبيت حضرت حق بر جريان و حركت تاريخ ببينيم. تأملي اندك بر تحول و تطورات تاريخي روشن مي سازد كه ظهور مفاهيم غيبي از ابتداي تاريخ به صورت كاملا معناداري به مرور كاهش مي يابد كه سير معجزات و عذاب ها روشن ترين وجه آن است. از معجزات حضرت نوح(ع) و موسي(ع) كه سيل عالم گير و شكافتن رود نيل و يدنوراني و... است، به شفاي مريضان و نهايتا به يك كتاب (قرآن) به عنوان آخرين معجزه تاريخ انبيا مي رسيم و از سنگ شدن و مسخ شدن انسانها به صورت خوك و ميمون به عصري مي رسيم كه پيامبرش هيچگاه نفرين نمي كند و اگر نفريني هم وجود دارد اثرش خارج از روابط طبيعي عالم شهود نيست.

در روايات نيز آمده است كه شياطين تا قبل از بعثت حضرت عيسي تا آسمان هفتم بالا مي رفتند و استراق سمع مي كردند. همين كه آن بزرگوار مبعوث شد، حركت آنها از آسمان چهارم به بالا ممنوع شد و سپس وقتي پيامبر گرامي اسلام(ص) مبعوث شد از همه آسمانها ممنوع گرديدند و هدف تيرهاي شهاب قرار گرفتند (به نقل از ترجمه تفسير الميزان، جلد 1 صفحه 216) اين را اضافه كنيد به حذف جنيان از مراوده و دخالت در امور انسانها بويژه در عصر قرآن باز اضافه كنيد اين را كه بزرگترين گناهان كه بعضاً در مقياس جوامع بزرگ اتفاق مي افتد ولي هيچ كس ظاهرا نه خوك مي شود و نه ميمون و نه سنگ مي شود و نه سنگ از آسمان مي بارد، نه يأجوج و مأجوجي مي آيند نه هاروت و ماروتي فرستاده مي شوند.

اينها به معناي حذف عوالم ملكوتي نيست بلكه به معناي سعه صدر در كفر و ايمان است و نشان از مرحله جديدي از تربيت انسان در بستر سنتهاي الهي است كه تقدير انسان را در ابعاد عقلاني و روحاني مي جويد.

 شايد با همين رويكرد است كه برخي انديشه ورزان شيعي تاريخ را به 3 دوره عين (قبل از بعثت)، عقل (از بعثت تا ظهور) و روح (بعداز ظهور) تقسيم كرده اند. انسان دوره عينيات نيازمند كمك بيشتر و دستگيري بيشتري بوده است و لذا براي هدايت او مفاهيم غيبي اعم از شيطاني و الهي به صورت عيني و شهودي تجلي مي كرده اند. تا به امروز مي رسيم كه «عصر غيبت» به مفهوم عام براي همه تاريخ و بشريت و به معناي خاص در قلمرو حيات شيعي است.

اين مقدمه بيان شد تا مقداري روشن شود كه تاريخ بويژه در مورد ظهورات عوالم غيبي هيچگاه عيناً تكرار نمي شود و لذا برخي ظهورات و توانايي هاي ظاهري و بصري باستاني ابليس دليلي براي وقوع در زمان حاضر نمي شود و حتي به نوعي خلاف حكمت تاريخي است. يا اگر در دوره اي از تاريخ شيطان امكاني در استراق سمع و در نتيجه پيشگويي برخي وقايع داشته كه فرع بر امكان حضور او در طبقات بالاي آسمان بوده دليلي بر امتداد اين جواز نيست بلكه بعكس انديشه حكمي خلاف آنرا اقتضا مي كند.

نكته مهم ديگر اين است كه به موازات و علي رغم غيبت ظهورات ابليس، بستر انديشه و سيستمها و مكاتب شيطاني به مرور شكل مي گيرد و به عنوان نمونه اگر روزي شيطان خود را به شكل نوجواني زيبا ظاهر مي ساخت تا عملي شنيع را به قوم لوط بياموزد، امروز اقوامي آمده اند كه همجنس گرايي را علمي، قانوني و حتي مشروع!! جلوه مي دهند، يا اگر تلاش هاي ابليس روزگاري صرف اين مي شد كه يك قارون رباخوار تربيت كند، ثمره اش تمدني است كه شريان هاي نظام اقتصادي آن، بانكداري ربوي است.

 نكته آن است كه وقتي چنين نظم و سيستمي شكل گرفت و انسان هايي براي آن تربيت شدند، ابليس جني و فرزندان و لشگريانش به غايت تبلور و ظهور در فرايندهاي شهودي و عادي بدل مي شوند و ظهورات باستاني آنها نه ضرورتي دارد و نه شايد امكان.

عصر ما، عصر فترت و احتضار شيطان و درعين حال عصر بسط و گسترش امور و مجاري تمدني شيطاني است و اين پارادايم دوگانه روشنگر بخشي از پيچيدگي هاي زمانه ماست. با اين مقدمه تا حدودي روشن مي شود كه اگر دستگاه تبليغاتي «شيطان بزرگ»! نمايشهايي كريه و خوفناك و درعين حال قدرتمندانه از يك صورت شيطاني  ارائه مي دهد، از سر دلسوزي و خيرخواهي و توجه به عالم غيب نيست. بلكه نمايش جلوه اي از ابليس است كه وجود خارجي ندارد و مخاطب را دچار حيرت مي كند و به تدريج به انفعال مي كشاند.

 

2- يكي از زمينه هاي به تصوير كشيدن شيطان در رسانه هاي غربي و بويژه هاليوود را بايد در قرائت هاي جديد از كتاب مقدس و بويژه بخش استعادي و غامض مكاشفات يوحنا جستجو كرد آنجا كه مي گويد «...فرشته اي را ديدم كه از آسمان پايين آمد... او اژدها (شيطان) را گرفت و به زنجير كشيد و براي مدت هزار سال به چاه بي انتها افكند.» پس از پايان هزار سال، شيطان از زندان آزاد خواهد شد...» (عهد جديد، مكاشفه، باب بيستم)

  همين موضوع مورد توجه اربابان رسانه اي قرار گرفت و در پايان هزاره دوم و اوايل هزاره سوم محصولات فراواني وارد بازار رسانه اي و بويژه سينمايي شد آثاري همچون: بچه رزماري، طالع نحس، جن گير، كنستانتين، پايان روزها، دروازه نهم و حتي فيلمي همچون «ون هلسينگ» و يا «دراكولا ساخته ي برام استوكر» و...

 

نمادهاي شيطان


فارغ از انتقادات عقلي، كلامي و تاريخي در باب صحت و سقم مكاشفات يوحنا و پارامترهاي موضوعي و محتوايي چنين فيلمهايي، مي توان وجوه مشتركي از نمايش شيطان در اين آثار را برشمرد:

 
الف- «شيطان ظهور مي كند» و در واقع از يك غيبت هزار ساله بازمي گردد و اين ظهور چه در سطح فردي و چه در مقياس اجتماعي و سياسي در بافت فرهنگي و ذهنيت كنترل شده غربي معنا مي يابد و تعبير مي شود. وجوه بارز آن در حوزه گرايشات سياسي غرب فيلمهايي همچون فاينال فانتزي (نهايت خيال) و يا «سرزمين بهشت» است كه سال بازگشت و حمله شيطان به بشر را سال 1979 معرفي مي كند يعني سال ظهور انقلاب اسلامي ايران و حتي در فيلم فاينال فانتزي محل خروج شيطان را دره كاسپين (درياي مازندران) به تصوير مي كشد و قس علي هذا.

 
ب- شيطان نوظهور غربي قدرت تصرف و تسخير و حلول دارد و از كششي رازگونه بهره مي برد. اين شيطان آنگونه است كه اگر روح خود را به او بفروشي قدرتهايي ويژه مي يابي (آنچنان كه «دكتر فاستوس» در نمايشنامه معرفي به همين نام به قلم كريستوفر مارلو اين راه را در پيش مي گيرد) همين راز وارگي و منشأ حقيقي قدرت دانستن شيطان يكي از زمينه هاي شيطان گرايي نوين است.

 
ج- كساني كه سر راه شيطان و يا حتي مسيح قرار مي گيرند، معمولاً تناسب دروني و شخصيتي با اين واقعه ندارند بدين معنا كه شخص تصرف شده توسط شيطان و يا مورد توجه قرار گرفته توسط مسيح لزوماً انسانهاي به ترتيب پست و شريفي نيستند و حتي به نظر مي رسد به عمد عكس اين مطلب اتفاق مي افتد، يعني انسانهاي بي گناه (همچون در جن گير، طالع نحس، محسور و...) تصرف شيطاني مي شوند و از آن طرف در فيلمي مثل استيگماتا گويا روح مسيح در كالبد زن بدكاره اي حلول مي كند. و اين انحراف ذهن از ويژگي هاي باطني و دروني و اصلاح آنها به سمت يك واقعه صرفاً اتفاقي است.

 

3- ويژگي هاي شيطان هاليوودي به علاوه نكات فراواني كه در كتابها، رمانها و شبه فلسفه هاي نوپديد و بطور كلي نظام رؤياپردازي و رسانه اي غرب وجود دارد، تأثيراتي تدريجي در بلندمدت برجاي گذاشته است. اتفاقي كه در تاريخ 2006.6.6 اتفاق مي افتد شايد نمونه گويايي باشد، در اين تاريخ نسخه بازسازي شده «طالع شيطاني 666» و به بهانه قرار گرفتن سه 6 در شمارش تاريخ دركنار هم كه نشانه شيطان است، به نمايش درمي آيد، در اين تاريخ دو طيف از مردم ظهور مي كنند، گروهي كه از ترس نحوست، قدرت و شرور شيطان از خانه ها بيرون نمي آيند و گروهي كه به عكس اين تاريخ را براي جشنها و عروسي هاي خود انتخاب مي كنند. اين دو گروه به نوعي مغلوب و منفعل شيطان دست پرورده همين نظام فرهنگي هستند. اين دو طيف در مورخه 1976.6.6 كه نسخه اوليه طالع شيطاني به نمايش درآمد وجود نداشتند و به نظر مي رسد شيطان هاليوودي تاثيرات خود را برجاي گذارده است.

اين تأثيرات به گونه اي ديگر در پذيرش تدريجي و تلطيف و قلب ماهيت مفاهيم شر و شيطاني و سوق مخاطب به اين هدف ديده مي شود. در موج جديدي از آثار هاليوودي شيطان ديگر آن موجود پليد و منفور نيست، پولانسكي كه در فيلم «بچه رزماري» شيطان را قدرتمند، مخوف و منفي تصوير مي كرد امروز به «دروازه نهم» مي رسد كه پرستش بي چون و چرا و محض شيطان را دلپذير و تبليغ مي كند، در فيلم دروازه نهم ديگر درگيري خير و شر وجود ندارد بلكه مسئله، سبقت به سوي شيطان است، آنگونه كه مخاطب آرزو مي كند به جاي قهرمان فيلم به قدرت مطلق و رازگونه شيطان ملحق شود.

 نمادهاي شيطان پرستي همچون ستاره پنج پر در فيلم رمز داوينچي به نمادهايي مثبت تبديل مي شوند و علامت 666 كه پيشتر نماد و نشانه شيطان دانسته مي شد، به يك نماد هندسي مقدس تعبير مي شود. و يا فراماسونري با همه پليدي هايش در فيلم «ثروت ملي» به عنوان ميراث دار گنج عظيم و تاريخي كل بشر معرفي مي شود. (اين فيلم متأسفانه در دو نوبت بدون كمترين تحليل از شبكه 3 سيما به نمايش درآمد) و يا جادوگران كه چهره اي كريه داشتند و همواره در سايه شيطان مي زيسته اند امروز به قهرمانان نوجوانان ما در آثاري همچون هري پاتر و ارباب حلقه ها بدل مي گردند.

با اين وصف به نظر مي رسد وارد موج دوم نمايشهاي شيطاني شده ايم كه به جرات مي توانيم عنوان شيطان گرايي بر آن اطلاق كنيم. موج اول به نمايش انحرافي خارج از جايگاه حقيقي شيطان (چه جايگاه وجودي و چه مقام تاريخي مبتني بر حكمت تاريخ) معطوف بود و موج جديد به توجيه و دلپذير و صاحب تقدير و مطلق معرفي كردن آن برمي گردد. در اين موج پيچيدگيها و گفتمان سياه شيطان- خدايي تبيين مي شود.

4- با اين اوصاف يك ترديد جدي خود را به صورت اين سؤال باز مي نماياند كه: «فارغ از نوع نمايش و صحت و سقم محتوايي و مباحث كلامي و فقهي درون موضوعي درباره نمايش و تجسد ويژگي هاي شيطان، آيا اصل اين موج ظهور عوالم غيبي در رسانه ملي حركتي حكيمانه و براساس گفتمان ديني متناسب با زمانه ماست يا سايه اي است از آنچه در دنياي غرب (با مباني، گرايشات و غايت و جايگاه تاريخي متفاوت و گاه متضاد با ما) در حال وقوع است؟!

البته نمايش فله اي فيلمهاي هاليوودي با مضاميني از اين دست در بخشهاي مختلف رسانه ملي و ظهور برنامه هايي با همين رويكرد چونان برنامه سينما و ماوراء مي تواند ما را به پاسخ اين سؤال نزديك كند. پرسش اساسي ديگري كه وجود دارد اين كه، اساساً نماد شرارت و ظلم و سياهي روزگار ما كيست؟! آيا شيطان در حال احتضاري كه مهلتش در حال اتمام است (براساس برخي روايات ابليس در مسجد كوفه بدست حضرت ولي عصر از بين خواهد رفت) يا سعه صدري كه جريان تاريخي باطل در كفر و الحاد خويش و در صورت يك كل فرهنگي و تمدني عرضه كرده است!؟ (كه البته ثمره مشترك تلاشهاي ابليس و اهواء انساني و خردجزئي سودانگارانه است).

اين مسئله اي است كه تأمل نخبگان فرهنگي و انديشمندان و راهبران فرهنگ جامعه و رسانه ها را مي طلبد و اين ژرف كاوي روشن خواهد كرد كه چرا «شيطان بزرگ» اذهان عمومي را به سمت يك شيطان موهوم ديگر معطوف مي كند.

و نكته آخر اينكه شيطان طراحي و نمايش داده شده اگر امكان تحقق خارجي نداشته باشد (كه ندارد) نشان از عدم تعمق و انفعال و صرفاً ساختارشكني و براي جذب مخاطب آمده است (كافي است تصور كنيد شيطان وجود خارجي و عيني پيدا كند، يك محاسبه عقلي روشن مي سازد كه كار دنيا به هفته اي نمي كشد) و اين وجه مشترك ديگري از شيطان هاليوودي و شيطان در رسانه ها است. در پايان متذكر مي شوم كه سطر به سطر آنچه بيان شد، سر فصل مباحث پردامنه اي است كه از حوصله اين مجال اندك خارج بود و چاره اي جز اختصار و اجمال نبود.

 

شیطان و شیطان گرایی و شیطان پرستی در موسیقی متال از چه وقتی باب شد و در استیال های مختلف چگونه تحلیل می شود.

اگر در جریان های دهه ی هشتاد جستجو کنید خواهید دید که گروه بسیار بسیار قوی ( ونوم ) با همان استایل اولیه خود یکی از آورندگان تم شیطان در گروه خود بود و این گروه به شیطان بسیار گرایش داشت و به ضد با اجتماع مسیحیت به این مسئله روی آورد ولی هرگز مقصودش پرستش شیطان به عنوان موجودی مستقل و جدای از انسان نبود. صلیب های برعک و پنتاگرام های معکوس از زمان ( میهم ) باب شد و گروه های دیگری چون ( امپرور ) و ( ایمورتال ) و ( دارک فیونرال )به این مسئله دامن زدند و کلیسا سوزی باب شد و خدای اسکاندیناوی ها ( پیگان ) ها را خواستار شدند. در مدت کوتاهی در اوایل دهه ی نود تعداد این بند ها به بیشمار رسید و امروزه شاهد ده هزار و خرده ای گروه بلک متال رسمی در متال آرشیوز هستیم که در بیشتر تم شعری این گروه ها شیطان و شیطان گرایی یافت می شود. این بیشتر از این که مسئله ی پرستش را ترویج دهد بیشتر به ضدیت با افکار مسیحی می پردازد و منظور و مقصودشان همان آنتی کرایست یا ضد مسیح است که عیسی را پیامبری دروغین بدانند و فرمان های انجیل را معکوس اجرا کنند و اشعار کلیسایی را به تمسخر بکشند. صلیب ها را بر عکس کنند و از کلیسای شیطان و آنتوان لاوی حمایت کنند. البته عده بیشماری هم با این که تم شسطان در اشعارشان وجود دارد از این مسئله حمایت نمی کنند و آنتوان لاوی را یک شیاد یهودی تاجر مسلک می دانند که از روی بیکاری به وسیله ی شیطان به تجارت پرداخته چنانچه امروزه تعداد آمار سرسام آوری را به اعضای کلیسای شیطان نسبت می دهند و چیزی بالغ بر دویست و شصت و شش هزار نفر را عضو شده ی کلیسای شیطان می دانند که در حال حاضر نود و نه درصدشان زنده اند و چیزی بالغ بر دوازده هزار نفرشان فعالیت می کنند و به این کلیسا کمک های خاصی می کنند. حتی کسانی که خواستار ( پیگان ) ها هستند هم در این کلیسا برای خود شعبه ای بر پا کرده اند و فعالیت می کنند

بیشتر بند های دث متال و بروتال دث متال مثل دی ساید و موربید انجل از شیطان به عنوان سمبل شر یاد می کنند و در تم شعری خود وقتی سخن از شیطان می کنند با پدیده هایی چون سادیسم و نکروفیلیا و جسد خواری روبرو هستیم و اینکه بیشتر همان نفس خشن و بی رحم را برای شیطان قائل می شوند.  و در بند های بلک هم چند دسته مختلف وجود دارند. دسته ای که مدیوال هستند و برای شیطان وجودیت قائل می شوند و دسته ی دیگر هم آن کسانی هستند که طرفداران لاوی هستند

به طور کل تم شیطان امروزه یکی از معروف ترین و بزرگ ترین تم ها در موسیقی متال با انواع مختلف است و چه از آن به بدی یاد کنند و چه به خوبی و قدرتمندی دیگر بستگی به عقاید گروه و استایل گروه دارد.

 

سخن پاياني

از آنچه گذشت روشن شد كه همواره در كنار خط مستقيم انبياي الهي و لشكر خداوند راههاي انحرافي و شيطاني نيز وجود داشته اند .

در عصر كنوني كه دوران انفجار اطلاعات است و بيش از هر زماني جبهه شيطان صاحب قدرت و تزوير و امكانات شده است فيلم ها،آهنگ ها ، سايت ها ، وبلاگ ها و ابزار متعددي، جوانان را به فساد و تباهي دعوت مي كنند، بر ماست كه با به كار گيري خرد و بصيرت ، رجوع به فطرت و وجدان پاك بشري، دقت و مطالعه بيشتر با اين امواج و انديشه ها مواجه شويم تا اسير جلوه هاي تباهي نشويم .

                                                           

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                     منابع

 

1-بررسي موسيقي متال ، اديب وحداني

2-وبلاگ hail satan

3-مقاله مهدي حق وردي طاقانكي،www.farsnews.com

4-www.satan68.blogfa.com

5-www.saintmanson.blogfa.com

6-www.atm.parsiblog.com

7-www.yekiaz1000.persianblog.com

8-وحيد قريشي،www.pejvak.net

9-www.mouud.org

10-دانشنامه آزاد ويكيپديا

11-www.jesus-is-savior.com

12- جهان تاريك، حميد كريمي

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم بهمن 1389ساعت 19:39  توسط FD  | 

شیطان پرستی 4

مرلین منسون

یکی از مطرح ترین چهره های شیطان پرست معاصر مرلین منسون است.نام اصلی این موجود بیمار برایان هاگ وارنر است.او متولد 1969 میلادی در امریکاست.

از ابتدای جوانی به موسیقی روی آورد و کم کم با چهره های مهم شیطان پرست مانند آنتوان لاوی آشنا شد.مدتی به موسیقی راک روی آورد .

وی نام خود را از دو چهره فاسد و بیمار غرب وام گرفت.مرلین را از نام مرلین مانرو بازیگر فاسد سینمای غرب و منسون را نیز از نام یک کشیش قاتل و ناراضی فرقه گرا اخذ کرد.

 

او گروه منسون را راه اندازی کرد و به دلیل سبک خاص ،موسیقی این گروه در دنیای افسار گسیخته غرب با اقبال مواجه شد.

سبک خاص لباس پوشیدن،آرایشهای عجیب،چند بار تغییر جنسیت،خوردن نجاسات و اهانت به مقدسات باعث شهرت وی شد.

 

شاید بیشترین چیزی که منسون را شهره کرد بلعیدن مدفوع در یکی از اجراهای موسیقیش بود.پاره کردن انجیل نیز اورا مورد نفرت اهل کلیسا قرار داد.

 

اجرای موسیقی های عجیب و غریب وی به محل درآمد عظیمی برای منسون تبدیل شده است.درآمدی که منسون را به یکی از ثروتمند بی خدا تبدیل نموده است.

آنچه درباره او جالب به نظر می رسد حمایت اهالی به اصطلاح سیاست و فرهنگ آمریکا از این موجود شیطان زده است.اگر چه برخی کشورهای اروپایی (به دلیل ترس از عواقب کنسرت های منسون که معمولا با پایان آن موجی از تخریب در خیابانها به راه می افتد)او را به کشورشان ممنوع الورود نموده اند.

از نظر نوع اعتقاد منسون را جزو گروه های شرپرست تقسیم بندی می توان نمود.شرپرستان معتقد به بازگشت به تاریکی هستند و معمولا هر عملی که ضد اعتقادات و هنجارهای اجتماعی باشد از آنان سر خواهد زد.

کلیسای شیطان

1) مشخصات‏

1. نام: كليساى شيطان  the church Satan of / پايه گذار: آنتون زندر لوى / تاريخ تولد و وفات: 11 آوريل 1930 29 اكتبر 1997 / محل تولد: شيكاگو / سال پايه گذارى: 1966 / متون مقدس يا مورد احترام: كتاب مقدس شيطانى (1969)، جادوى شيطانى (1970) و مناسك شيطانى(1972). تمامى اين كتاب‏هارا لوى نوشته يا تدوين كرده است. / جمعيت:    ادعاى كليسا بيش از ده هزار نفر.

 

(2 تاریخجه

 

لوى سال‏ها پيش از بر پايى كليساى شيطان علاقه خاصى به تجربه گرايى داشته است. وى در دهه‏1950 در سان فرانسيسكو گروهى با نام حلقه جادويى تشكيل داد. باشگاه او باشگاهى رازورانه بود كه نظرات بسيارى را به خود جلب كرد.

 مطابق گفته‏هاى لوى كليساى شيطان در 30 آوريل 1966 پايه گذارى شد. لوى در اين روز، خود را (اسقف اعظم كليساى شيطان) و( پاپ سياه) خواند و اعلام كرد كه عصرى جديد سر بر آورده است.

 او به نقد بسيارى از اديان، بويژه مسيحيت و سنت‏هاى عرفانى شرق پرداخت و بيان كرد كه اين اديان و سنت‏ها احكام غير متعارف و نامناسبى را بر بشر بار مى‏كنند و موجب انجام گناه و معاصى غير ضرورى مى‏شوند. از اين رو، وى بر نياز به دينى تأكيد كرد كه فرد را به عنوان حيوانى داراى آمال و آرزوها كه بايد به آنها دست يابد، مورد پرستش قرار دهد.

 زمانى كه لوى اولين جشن شيطانى را در سال 1967 رهبرى كرد، كليساى شيطان در ميان ملت‏هاى مختلف جلب توجه كرد. لوى با انجام مراسم تشييع شيطانى براى مردگان عضو كليسا و يك سال بعد با اجراى غسل تعميد براى دختر سه ساله‏اش زيناZeena به بهترين شكل خود را معرفى كرد. لوى كه به محبوبيت دست يافته بود،كتابهاى زيادى نوشت كه از جمله آنها كتاب مقدس شيطانى‏Bible Satanic در سال 1969 بود و بيش از يك ميليون نسخه آن به فروش رفت. او همچنين هنرپيشه و مشاور بسيارى از فيلم‏هاى هاليوود بود. وى در فيلم بچه رزمارى‏Baby Rosemary در سال 1968 نقش شيطان را بازى كرد. گفته مى‏شود كه بسيارى از چهره‏هاى سرشناس و مشهور سينما مثل سامى ديويس Davis Sammy، جين مانسفلد Mansfield Jayne و كيم نواك Novak Kim با اين كليسا ارتباط داشته‏اند                                                                                         .

 

كليساى شيطان برآن است كه رفتارهاى عاطفى مانند طمع، شهوت و نفرت غريزه‏هاى طبيعى هستند و سركوبى اين احساسات كارى كاملاً نادرست است. هواداران كليساى شيطان معتقدند كه رياكارى از احكام عبادى اى نشأت مى‏گيرد كه مردم قادر به تبعيت از آنها نيستند در نتيجه وقتى آنان به گناهشان اعتراف و توبه مى‏كنند، احساس بهترى به آنها دست مى‏دهد. كليساى شيطان معتقد است كه اعضاى آن بايد به جاى اينكه خود را انسانى سرشار ازنفرت و گناه توصيف كنند، انسانهايى عادى بشمارند كه به كليسا در آمده‏اند تا با بعد جسمانى بشر دست و پنجه نرم كنند. با اين اوصاف، كليساى شيطان از مناسك معنوى و نمادها در مراسم خود بسيار بهره مى‏گيرند. در اين كليسا سه نوع مناسك جادويى به خدمت گرفته مى‏شود: مناسك جنسى ؛ براى كمك به دستيابى به سرمستى جسمانى، مناسك نرم كننده دلها؛ براى كمك كردن به احساس عشق و محبت به ديگران و مناسك منهدم كننده؛ براى رها شدن از عصبانيت و نفرت. در برخى مراسم از عناصرنمادين مانند موسيقى (آلاتى مانند شيپور و سنج ونيز آوازخوانى)، پوشش خاص (خرقه‏هاى باشلق دار وماسك)، شمع، پنتاگرام (ستاره پنج گوش) و تصوير بى پوششِ جنس مؤنث بهره مى‏گيرند. پر استفاده‏ترين و معروف‏ترين نماد اين گروه، سيگيل بافومت‏Sigil)(of Ba phomet است كه يك مثلث سرو ته در يك دايره با كله بز در وسط مثلث است. اين نماد و نمادهاى نزديك به اين مدتهاى مديدى است كه در سنت شيطانى به كار مى روند.كليساى شيطان چنان نشان داده است كه به جامعه سالم و پاك و به دور از اعمال خلاف قانون پايبند است. حتى دسته‏هايى را كه مرتكب رفتار غير اخلاقى و غيرقانونى مى‏شود تحريم كرده است. لوى نيز مصرف مواد مخدر غير قانونى را نه به سبب غير قانونى بودن كه به دليل اين كه موجب مى‏شود مردم كنترل زندگى خود را از دست بدهند، سرزنش و محكوم مى‏كند. كليساى شيطان عموماً از شهروندان محترم ميانسال تشكيل يافته و اين امر با آنچه در رسانه‏ها به تصوير كشيده شده كه كليساى شيطان پر از افراد نوجوان و جوان است كاملاً در تناقص است.

 

 

 3) مشاجرات كنونى‏

 

مهم‏ترين حادثه در كليساى شيطان طى ساليان اخير، مرگ آنتون لوى در سال 1997 بود كه به گفته برخى، آخرين نفسهاى يك گروه در حال مبارزه را نشان داد.

كليساى شيطان كه اندكى پس از آغاز به كارش در سال 1966 بسيار جلب توجه كرد، از اين زمان رو به افول نهاد و ازشهرتش كاسته شد. كليساى مزبور در سالهاى اخير دچار بحران مالى نيز شد. لوى براى باز پرداخت بدهى‏هاى خود ناچارشد در سال 1991 خانه بدنام خود را كه (خانه سياه) (House Black) خوانده مى‏شد، بفروشد.

او خانه را به يكى از دوستانش فروخت تا بتواند پس از فروش در آن زندگى كند (خانه سياه) پس از آن تخريب و به جاى آن آپارتمان بنا شد. تلاش هاى بعدى براى جمع آورى پول براى باز خريد آن خانه نيز ناكام ماند. مسئله جانشينى نيز كليساى شيطان را با مشكل مواجه ساخت. در حال حاضر بالاترين مقام رسمى كليساى شيطان، اسقف اعظم بلانكه بارتون (BartonBlanche) صميمى‏ترين رفيق وهمراه لوى تا دم مرگش، است. وى بعد از مرگ لوى با همكارى كارلا (Karla) (دختر آنتون از ازدواج دومش) كنترل كليساى شيطان را به عهده گرفت اما آن دو از همان آغاز اختلاف پيداكردند. بارتون، كارلا را متهم به اين كرد كه بى جهت خود را اسقف اعظم كليساى شيطان معرفى كرده است. او خود را جانشين قانونى آنتون مى‏شمارد. در چند سال گذشته نزاع‏هاى قانونى زيادى ميان آنها رخ داده و به نظر مى‏رسد با نبودن يك رهبر فرهمند، آينده اين كليسا نيز نامطمئن و متزلزل باشد.

 

 

انجيل شيطانی و کليسای شيطان (Satanic Bible & Church Of Satan) :

انجيل شيطانی کتابيست که شيطان پرستان از آن برای عبادت و دعاهای خود و همچنين استفاده در مراسم خود استفاده ميکنند . اين کتاب شامل کلمات عبری و یونانی و انگلیسی  است که برخی از اين کلمات هنوز معنی دقيق آن کشف نشده است اما چيزی که ميتوان فهميد اسامی شيطان و دعوت از او برای قدرت دادن به شيطان پرستان است . در اين کتاب بسياری از دعاهای آن بر خلاف دعاهای مسيحيت و انجيل است و همچنين بسياری از شعائر آن برای قدر نهادن به عظمت و قدرت شيطان به عنوان قدرت مطلق است .
کليسای شيطان پرستی در قرون وسطا به عنوان مکانی برای انجام مراسم شيطان پرستی استفاده ميشد و جايی بود که در آن تنها و تنها محل قرارهای شيطان پرستان قديمی و انجام مراسم خود در آن بود . اما امروزه کليسای شيطان پرستی محلی است برای عبادت شيطان پرستان که اکثرا به صورت زير زمينی به کار خود ادامه ميدهند و در شيطان پرستی جديد اين مکان به نام کليسای شيطان برای انجام مراسم ارضای جنسی مورد استفاده قرار ميگرفت که اکنون محليست برای انجام اکثر مراسم شيطان پرستی جديد .

 

 

کشورهای دارای کليسای شيطان :

بيشترين اين کليساهای شيطان در کشورهای امريکا ؛‌ انگليس و آلمان و همچنین چین داير ميباشد البته اينکه در کشورهای ديگر نيز همچين مکانهايی وجود داشته باشد چيزی است که مسلما حتی اگر به طور علنی وجود نداشته باشد جايی برای تجمع شيطان پرستان وجود دارد . اما بيشترين شيطان پرستی در ۳ کشور فوق رواج دارد . البته بايد گفت در ميان ۳ کشور بالا ؛ آلمان بدترين و فجيعترين مکان برای انجام مراسم است همانگونه که بارها شيطان پرستی و آدمخواری و ... حتی توسط صدا و سيمای ايران نيز پخش شده است .

 

 

اعمال و زمان شیطان پرستی :


زمان شیطان پرستی در زمانهای بسیار قدیم و قرون اولیه آدمی در چندین زمان انجام می‌گرفت : اولین زمان هنگام كسوف و خسوف بود ؛ بر این تصور كه شیطان و خدای تاریكی از انسانها عصبانی هستند و منتظر هدیه خود و اگر برای آنها قربانی انجام نمی‌گرفت خدای تاریكی و شیطان تمام انسانها را قتل عام میكردند لذا برای آرامش شیطان قربانی كردن انسان انجام می‌شد . این مراسم به خصوص در قبایل آمریكای جنوبی بسیار فراوان دیده شده است به گونه ای كه اكتشافات به دست آمده وجود این قربانی كردن‌ها را تصدیق میكند و اتاقهای مخصوص قربانی كردن نیز به شیوه‌ای خاص بنا شده بود و تزئینات خاص خود را داشت . البته قربانی كردن انسان در زمانهای دیگر نیز انجام میشد كه اكنون قربانی كردن انسان در دوره كنونی در یك شب كاملا تاریك انجام می‌شود .اعمال مراسم شیطان پرستی نیز بسیار زیاد است و به ذكر چند مورد بسنده می كنم.مهمترین اعمال آنها اعمالی است كه همیشه انجام می‌دهند و در آن به انجام امور جنسی می‌پردازند و همچنین از شیطان برای پیشبرد اهداف حاضرین كمك میخواهند و اگر كسی مشكلی داشته باشد برای حل مشكل وی دعا می شود. مراسم بعدی ؛ مراسم عضویت یك عضو جدید به این هیئت و مجموعه است كه این كار توسط كشیش كلیسای شیطان و یا همسر وی ( بستگی به مذكر یا مونث بودن عضو جدید دارد ) انجام می‌شود .

 

مراسم قربانی كردن :


در شیطان پرستی جدید قربانی كردن مفهومی ندارد اما برای آنان كه هنوز پیرو شیطان پرستی قدیمی و قرون وسطایی هستند این كار در شبی تاریك انجام می‌شود . قربانی توسط آب مقدس غسل داده می‌شود و بر روی محراب خوابانده می‌شود . البته اصولاً قربانی‌ها قبل از انجام مراسم بیهوش می‌شوند . و در كاملترین مراسم قربانی كردن برای شیطان ؛ قربانی پس از كشته شدن و نوشیدن خون وی توسط آتش سوزانده می‌شود . در این مراسم خواندن اوراد مخصوصی به زبانی كاملا بی معنی و گاها عبری انجام می‌گیرد .

 

مراسم معروف نماز سیاه یا نماز جماعت سیاه :

 شاید معروفترین مراسم آنان باشد . این مراسم در كلیسای شیطان پرستی انجام می‌شود و دقیقا همان مراسم عشای ربانی مسیحیت است با این تفاوت كه تمام كارها برعكس انجام می‌شود و البته كارهایی نیز در آن مراسم انجام می‌گیرد كه از ذكر آنها خودداری می‌كنم .

 
مراسم پیوستن عضو جدید :

 در مراسم پیوستن عضو جدید به شیطان پرستان كه البته همچنین عملی در جادوگری نیز وجود دارد بوسه مقدس است . این بوسه توسط همسر یا خود كشیش به بدن شخص عضو شونده زده می‌شود.

 

 

اعتقادات شیطان پرستان: 

بهترين تعريف ارائه شده از كليساى شيطان، آن را دينى معرفى مى‏كند كه فلسفه لذت پرستانه را با اعمال جادوگرى سياه در هم آميخته است. كليساى شيطان مروج ايمان به شيطان به عنوان وجود متعالى و برتر نيست، بلكه لوى شيطان را به عنوان نماد مخالفت و سرپيچى از يك جامعه مطيع و خداترس معرفى مى‏كند. با اين همه، لوى احساس مى‏كند كه ساخت كليسا در فضايى دينى يك ضرورت است، چون او معتقد است كه انسان‏ها همچنان به مناسك مذهبى و عبادت نمادين براى رسيدن به معانى عميق‏تر نيازمندند. به بيان خود او (مردم به مناسك مذهبى همراه با نمادهايى نيازمندند كه در بازى‏هاى بيسبال يا مراسم كليسا يا در جنگ‏ها آنها را بيابند تا به واسطه آنها عواطف و احساسات خود را كه بدون وجود آنها نمى‏توانند آزاد سازند يا به درك آن نايل آيند، آزاد كنند و بشناسند).

 


با تمام روشهاي ممکن بايد اهميت حکومت و قدرتمان را به همگان گوشزد و اعلام کنيم کساني که به حکومت جهاني ما تسليم شوند از حمايتمان بر خوردارند.

1-شيطان سمبل آزادي، به جاي رياضت و سختي است .

2-شيطان سمبل زندگي و حيات وجود به جاي خواب و روياي ناچيز معنوي .

3-شيطان بازگو مي كند كم عقلي و بي عفتي بهتر از رياكاري و خود فريبيست .

4-شيطان بازگو مي كند مهرباني به كساني كه شايسته شان است بهتر از عشق ورزيدن از روي ظاهري و جلب توجه مي باشد .

5-شيطان بازگو مي كند كينه جويي و انتقام بهتر از پررويي و گستاخي است .

6-شيطان بازگو مي كند مسؤليت را به مسؤلش محول كردن بهتر از فكرهاي پليد و خوناشامي است .

7-شيطان بازگو مي كند انسان فقط يك نوع حيوان ديگري است، گاهي اوقات بهتر از آن، بارها و بارها شديدتر از آنهايي كه در اين راه به طور اجباري آلوده شده اند، كه، بخاطر خداي معنوي اش و ظهور عقلاني، بصورت شرارت حيواني تبديل شده است .

8-شيطان بازگو مي كند همه چيزهايي كه به سينس (گناهان) مشهور هستند، عبارتند از : دگرگوني ازحالت بي عقلي و مغز سربي (منجمد) بصورت طبيعي ذهن و فكر، يا احساس يا حس خوشي .

9. شيطان بهترين دوستى است كه كليسا تاكنون داشته چراكه درتمام اين سالها كليسارا مشغول داشته است.

 

 

يازده قانون مهم شيطانپرستي:

1.هرگز نظراتت را قبل از آنكه از تو بپرسند بازگو نكن.


2.هرگز مشكلاتت را قبل از آنكه مطمئن شوي ديگران ميخواهند آن را بشنوند بازگو نكن.


3.وقتي مهمان كسي هستي، به او احترام بگذار و در غير اين صورت هرگز آنجا نرو.


4.اگر مهمانت مزاحم تو است. با او بدون شفقت و با بيرحمي رفتار كن.


5.هرگز قبل از آنكه علامتي از طرف مقابلت نديده‌اي به او پيشنهاد نزديكي جنسي نده.

 
6.هرگز چيزي را كه متعلق به تو نيست بر ندار. مگر آنكه داشتن آن براي كس ديگري سخت است و از تو ميخواهد آن را بگيري.

 
7.اگر از جادو به طور موفقيت آميزي براي كسب خواسته‌هايت استفاده كرده‌اي قدرت آن را اعتراف كن. اگر پس از بدست آوردن خواسته‌هايت قدرت جادو را نفي كني. تمام آنچه بدست آوردي را از دست خواهي داد.


8.هرگز از چيزي كه نميخواهي در معرض آن باشي شكايت نكن.


9.كودكان را آزار نده.


10.حيوانات ـ غير انسان ـ را آزار نده مگر آنكه مورد حمله قرار گرفته‌اي يا براي شكارشان.

 
11.وقتي در سرزميني آزاد قدم بر ميداري. كسي را آزار نده. اگر كسي تو را مورد آزار قرار داد. از او بخواه كه ادامه ندهد. اگر ادامه داد، نابودش كن.

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم بهمن 1389ساعت 19:36  توسط FD  | 

شیطان پرستی 3 / آنتوان لاوی

                       گروه کلیسای شیطان

 

زندگی نامه آنتوان لاوي

در ۱۱ آوریل سال ۱۹۳۰ در شهر شیکاگو ایالت ایلی نویز در خاندان يهودی متولد شد. سپس خانواده اش به سانفرانسیسکو نقل مکان کردند و بیشتر دوران رشد وی همانجا سپری شد.

پس از رها کردن دبیرستان و فرار از خانه در ۱۷ سالگی ابتدا به سیرک پیوست و بعد به نوازندگی روی آورد.

در ۱۹۵۰ به عنوان عکاس در دایره جنائی پلیس استخدام شد.

ازدواج

در سال ۱۹۵۲ (میلادی) با کارول لَنسینگ (Carole Lansing) ازدواج کرد. نتیجه این ازدواج اولین دختر او کلارا لاوی بود. ازدواج آنها بعد از اینکه آنتوان بسیار شیفته داین هگارتی شده بود در ۱۹۶۰ (میلادی) منجر به طلاق شد. آنتوان و داین هرگز ازدواج نکردند ولی رابطه آنها بعد از سالهای طولانی به تولد دختر دوم وی زنا لاوی در سال ۱۹۶۴ (میلادی) منجر شد.

موفقیت‌های او به عنوان یک پیانیست ادامه داشت و از مشهورترین افراد زمان خود در سانفرانیسکو بود.

شیطان پرستی

لاوی ارائه سخنرانی‌های سرّی خود در شبهای جمعه را که «دایره اسرار آمیز» نامیده بود آغاز کرد. یکی از اعضای همین حلقه بود که به وی پیشنهاد تأسیس آیین جدید را داد.

در ۳۰ آوریل ۱۹۶۶ در حالی که سر خود (به عنوان رسم آئین جدید) را تراشیده بود، بنیان گذاری کلیسای شیطان را اعلام کرد.

همچنین سال ۱۹۶۶ را به عنوان آنو ساتانس (سال اول Anno Satanas) سال اول عهد شیطان اعلام کرد.[۱]

وی خود را کاهن اعظم کلیسای شیطان نامید.

چندی بعد با انتشار کتاب انجیل شیطانی در سال ۱۹۶۹ به اظهار تعالیم کلیسای شیطان پرداخت و اظهار داشت که شیطان فرمانروای زمین است.

در ادامه انتشار انجیل شیطانی لاوی کتاب آئین پرستش شیطانی را در ۱۹۷۲ انتشار داد. در این کتاب جزئیات بیشتری از آئین پرستش، رسوم و تشریفات دینی پرستش شیطان (از جمله مراسم عشاء تاریک Black Mass) را ذکر کرد.

هگرتی و لاوی در اوسط ۱۹۸۰ از هم جدا شدند و آخرین همراه لاوی بلانچ بارتون (Blanche Barton) بود. نتیجه این همراهی تنها پسر لاوی سیتن سرکیس کرنکی لاوی (Satan Xerxes Carnacki LaVey) شد.

مرگ

آنتوان لاوی در ۲۹ اکتبر ۱۹۹۷ در بیمارستان سنت ماری شهر سانفرانسیسکو بر اثر تورم ریه مرد. در تدفین شیطانی لاوی که به صورت مخفی انجام شد، جسدش سوزانده و خاکستر شد.

خاکسترش دفن نشد ولی بین وارثانش تقسیم شد و با این فرض که دارای قدرت اسرارآمیز است در آیین پرستش اسرارآمیز شیطانی استفاده می‌شود.

آثار

کتاب

  • انجیل شیطانی (۱۹۶۹)
  • ساحرهٔ تمام‌عیار - یا- وقتی پاکدمنی شکست خورد چه کنیم (۱۹۷۱)
  • آئین پرستش شیطانی (۱۹۷۲)
  • شیطانکی زیر شیروانی (۱۹۷۲)
  • دفتر یادداشت شیطان (۱۹۹۲)
  • گفتگوهای شیطان (۱۹۸۸)
  • دست در دماغ شیطان (۱۹۸۸)
  • شبی با شیطان (۱۹۸۸)

فیلم

  • نیایش برادر اهریمنی من (۱۹۶۹)
  • سیتنیس (Satanis): عشاء ربانی شیطان (۱۹۷۰)
  • باران شیطان (۱۹۷۵)
  • اتومبیل (۱۹۷۷)
  • دکتر دراکولا، اکا سونگالی (۱۹۸۱)
  • سوپرستار کارلز منسون (۱۹۸۹)
  • مرگ صحنه (۱۹۸۹)
  • گفتگوی شیطان (۱۹۹۵)

 

موسیقی

  • مراسم عشاء شیطانی
  • موسیقی بیگانه
  • شیطان به تعطیلات می‌رود
+ نوشته شده در  جمعه هشتم بهمن 1389ساعت 19:34  توسط FD  | 

شیطان پرستی 2/ انواع شیطان پرستی

سير تاريخي شيطان پرستي:


 شيطان پرستي قديمي 


شيطان پرستي قديمي شيطان پرستي اي است که به قرون وسطا برمي‌گردد،؛ با اينکه همانطور که در تاريخچه شيطان پرستي ذکر گرديد شيطان پرستي به قبل از ميلاد مسيح برمي‌گردد اما اصولا شيطان پرستي قديمي را مربوط به قرون وسطا مي‌دانند. موضوعي که امروزه درباره شيطان پرستي قديمي وجود دارد و در برخي کتابها ديده مي‌شود به اين مطلب برمي‌گردد که اصولا شيطان را کليسا به وجود آورد تا تمام بديها و پليديها را به آن نسبت دهد تا به نوعي هم خدمتي به بشريت کرده باشد و گناهان را از خود دور کند و جادوگران را نيز که در قرون وسطا از قدرت زيادي برخوردار بودند با عنوان جادوگران سياه به عنوان پيروان شيطان معرفي کند تا هم گناهان را دفع کند و هم قدرت جادوگران را کم کند. البته اين يک نظريه اي است که آنچنان که بايد و شايد نمي‌تواند قدرت داشته باشد و انسان را حداقل از لحاظ فکري ارضا کند. زيرا قبل از مسيحيت و در زمانهاي حضرت ابراهيم و حضرت موسي و حتي بسيار قبل از آنها شيطان پرستي وجود داشته و چيزي به عنوان شيطان مسلما وجود دارد زيرا اگر وجود نداشت هيچگاه آدم و حوا به زمين سقوط نمي‌کردند! پس نظريه فوق را مي‌توان نظريه اي مغرضانه نسبت به مسيحيت و کليسا خواند.
 شيطان پرستي قديمي از لحاظ معني و از لحاظ اعمال انجام شده مسلما با شيطان پرستي کنوني بسيار تفاوت دارد. شايد بتوان گفت چيزي که به عنوان شيطان پرستي امروزه در جوامع گوناگون قرار دارد شيطان پرستي قديمي يا قرون وسطايي است که اين شيطان پرستي به طور کلي محکوم شده است و شيطان پرستي جديد با آن به مبارزه برخواسته است اما خوب هنوز عده زيادي آن را قبول دارند و به آن احترام مي‌گذارند و قوانين آن را اجرا مي‌کنند. شيطان پرستي قديمي استفاده از کمک شيطان در کارهاي زيان آور و کمک به برخي پادشاهان در جنگها بوده است و حتي همسر پادشاه فرانسه در قرن ۱۳ ميلادي براي نجات شوهر خود از مرگ مراسم شيطان پرستي قرون وسطايي را انجام داد. شيطان پرستي قديمي اعتقاد دارد که شيطان وجود دارد و قدرت او عظيم ترين قدرت بر روي جهان است.
 اصل شهوتراني و ارضاي جنسي اصل لاينفک اين مراسم است. شيطان پرستي قديمي مخالف با مسيحيت و کليسا است و دقيقا در مراسم خود اعمال ضد مسيحيت را انجام مي‌دهد. آنها به مسيحيت و کليسا اعتقادي ندارند و آنها را عامل بدبختي مردم مي‌دانند. آنها مي‌گويند مسيح پيامبري بود که بايد زمين را آباد مي‌کرد و مردم را به راه راست مي‌برد اما تنها کاري که انجيل انجام داده دروغگويي و رواج بدي در جامعه است ! آنها قرباني انسان را امري ضروري براي آرامش و احترام به شيطان مي‌دانند و در اين ميان دختر بچه ها بهترين قربانی برای شیطان هستند. ریختن خون در این مراسم نشانه تقدس این مراسم است ( همانند نوشیدن شراب در عشای ربانی مسیحیت که به عنوان نشانه تقدس و خون مسیح است ! ) .

انجام اعمال شهوترانی در این مراسم اعمالی است که باید حتما بدان پرداخته شود چون در شیطان پرستی قدیمی ارضای حس جنسی یکی از مهمترین عوامل است و البته با توجه به اینکه شیطان پرستان قدیمی بدترین اعمال را برای مبارزه با خدا، مسیح و شیطان انجام می‌دادند لذا امور جنسی نیز به بدترین و فجیع ترین نوع خود انجام می‌گرفت. آنها به جهنم اعتقادی نداشتند و می‌گفتند جهنم همین دنیایی است که در آن زندگی می‌کنیم لذا بدترین گناهان را در مراسم خود انجام می‌دادند. شیطان پرستان قدیمی شیطان را موجودی با هویت خارجی می‌دانند.

 

شیطان پرستی جدید:

شیطان پرستی جدید در انگلستان به وجود آمد و البته زیاد نیز تعجب برانگیز نیست زیرا انگلیس یکی از کشورهایی است که جادوگرانی بسیاری را داشته است و البته وجود اهالی باستانی آسیای میانی و خاورمیانه و همچنین اهالی یونان باستان در انگلیس ثابت شده است زیرا از اکتشافات به دست آمده در برخی محل های برگزاری مراسم شیطان پرستی و جادوگری در انگلیس نظیر محل استون هنج آثاری از تمدن ایران و یونان پیدا شده است و همچنین در کتب شیطان پرستی و جادوگری کلمات عبری، یونانی و فارسی ( البته هیچکدام نه به صورت کنونی ) وجود دارد. شیطان پرستی جدید بر خلاف شیطان پرستی قدیمی اعتقادی به وجود شیطان خارجی ندارد بلکه شیطان پرستی جدید شیطان را در طبیعت و در وجود هر انسانی می‌داند و این باطن هر کسی است که شیطان در آن وجود دارد و مراسم شیطان پرستی جدید مراسمی است برای دعوت از شیطان باطنی و حس اهریمنی درونی است که با اعمال جنسی آرام و ارضا می‌شود. آنها جسم پرست هستند و اعتقاد دارند هر آنچه که وجود دارد مدیون آلت تناسلی آدمیست و دیگر اینکه انسان باید کاملترین لذت جسمانی و جنسی را در این دنیا ببرد. آنها معتقدند به زندگی پس از مرگ و آن اینکه بعد از مرگ روح کسانی که در دنیا لذت جسمانی لازم را نبرده اند به این دنیا برمی‌گردد و لذت جنسی خود را کامل می‌کند. در مراسم شیطان پرستی جدید مخلوطی از اسپرم به همراه ادرار به عنوان آب مقدس بر روی حاضرین پاشیده می‌شود ( همانند آب مقدس در مراسم عشای ربانی مسیحیت ) و البته در شیطان پرستی جدید اعتقادی به قربانی کردن انسان و حتی حیوان وجود ندارد.
شیطان پرستی جدید آیینی است دارای شباهت هایی به اومانیسم که انسان را برترین موجود می داند و او را تنها در برابر خود مسئول می داند.

آنتون لاوی: " خدای باعظمت و با شکوهی وجود ندارد، و جهنمی که در آن گناهکاران کباب میشوند هم نیست . اینجا و حالا روز شکنجه و سختی ماست ! حالا و اینجا روز خوشی ماست ! اینجا و حالا فرصت ماست ! این روز، این ساعت را انتخاب کن که زندگی رهایی بخشی نیست !"


شیطان پرستی جدید به خدایی اعتقاد ندارد و شیطان را تنها نوعی نماد کهن می داند و انسانها را تنها در برابر خود مسئول می‌داند و اعتقاد دارد که انسان به تنهایی می تواند راه درست و غلط را تشخیص دهد به همین دلیل هم این اعتقاد بیشتر به عنوان یک اعتقاد فلسفی شناخته می شود . شیطان در این اعتقاد نماد نیروی تاریکی طبیعت ، طبیعت شهوانی ، مرگ ، بهترین نشانه قدرت و ضدمذهب بودن است.

 این اعتقاد دارای شاخه های متعددی است
 اما می توان گفت جز یکی دو نوع آن همگی دارای اصول زیر می باشند:


1-     :Atheism 

 خدایی در شیطان پرستی وجود ندارد.
2-    :Not dualistic

روح و جسم غیرقابل دیدن هستند و هیچ جنگی بین عالم خیر و شر وجود ندارد.
3-    :Autodeists 

خود پرستی ، خدایی جز خود انسان وجود ندارد و هر انسانی خود یک خداست.


4 :Materialistic

اعتقاد به اصالت ماده.


5-    وابسته به راه چپ بودن در برابر راه راست که راه خدایی است .


6-     ضد مذهب بودن خصوصا مذاهبی که اعتقاد به زندگی پس از مرگ دارند.


7-     عدم پرستش شیطان زیرا شیطان جسم نیست و وجود خارجی ندارد.


8-     اعتقاد به استفاده از لذت در حد اعلای آن زیرا تمام خوشی دنیایی است و این خوشی ها خصوصا لذات جنسی پتانسیل لازم را برای کارهای روزانه آماده می کنند و به هر شکلی انجام آنها لازم و ضروری است .


انـواع شیطـان پرستــی از نظـر ایدئولـوژی:

شیطان پرستی از نظر ایدئو لوژی به چهار دسته تقسیم می شود
•      شیطان پرستی فلسفی،
•       شیطان پرستی لاوی،
•       شیطان پرستی دینی،
•       شیطان پرستی گوتیک(شرپرستی)

 

شیطان پرستی فلسفی:

 

به طور غیر رسمی و گسترده‌ای این شاخه از شیطان پرستی را منتسب به    آنتوان لاوی می‌دانند؛

 او نویسنده انجیل شیطان و کسی است که کلیسای شیطان را در سال 1966 تأسیس نمود. (کلیسای شیطان اولین سازمانی است که از لغت شیطان پرستی فلسفی استفاده نمود.) 

 در نظر شیطان پرستان فلسفی، محور و مرکزیت عالم هستی، خود انسان است،   و بزرگترین آرزو و شرط رستگاری این نوع از شیطان پرستان برتری و ترفیع ایشان نسبت به دیگران است. شیطان پرستان فلسفی عموماً خدایی برای پرستش قائل نمی‌دانند و به زندگی غیر مادی بعد از مرگ نیز عقیده‌ای ندارند.  به هرحال زندگی این گروه از شیطان پرستان عاری از روحیه مذهبی و معنویت نیز نیست.
در نظر شیطان پرستان فلسفی، هر شخص خدای خودش است. آنها با تکیه بر عقاید انسانی وابسته به دنیا، مطالب مربوط به فلسفه عقلانی را عبس می‌شمارند و به آنها به دید ترس از مسائل ماوراء الطبیعی می‌‌نگرند و تنها به وسیله آن، یک زندگی عقیم و تنها بر مبنای "جهان واقعی" را تشکیل می‌دهند. به طور شفافی، آموزه‌های شیطان پرستان فلسفی قدمتی بیشتر از کلیسای لاوی دارد. اگر چه این تصوری از شیطان است، ولی با موقعیت واقعی او تقابل دارد چرا که این تعالیم از آموزه‌های یهودی- مسیحی نشئات گرفته است و شیطان را بدلیل خصوصیاتش پلید نگاشته است.

 

شیطان پرستی لاوی

در ۹ جمله منتسب به لاوی خلاصه می‌شود:

1-  شیطان می‌گوید: دست و دلبازی کردن بجای خساست.
2- شیطان می‌گوید: زندگی حیاتی بجای نقشه خیالی و موهومی روحانی.
3- شیطان می‌گوید: دانش معصوم بجای فریب دادن ریاکارانه خود.  
4- شیطان می‌گوید: محبت کردن به کسانی که لیاقت آن را دارند بجای عشق ورزیدن به نمک نشناسان.
5- شیطان می‌گوید: انتقام و خونخواهی کردن بجای برگرداندن صورت (اشاره به تعالیم مسیحیت که می‌گوید: هرگاه برادری به تو سیلی زد، آن طرف صورتت را جلو بیاور تا ضربه‌ای به طرف دیگر بزند)
6- شیطان می‌گوید: مسئولیت پذیری در مقابل مسئولیت پذیران بجای نگران بودن خون آشام‌های غیر مادی بودن.
7- شیطان می‌گوید: انسان مانند دیگر حیوانات است، گاهی بهتر ولی اغلب بدتر از آنهایی است که روی چهار پا راه میروند، بدلیل آنکه انسان دارای خدای روحانی و پیشرفت‌های روشنفکرانه، او را پست‌ترین حیوانات ساخته است.
8-  شیطان تمام آن چیزهایی که گناه شناخته می‌شوند را ارائه می‌دهد، چون که تمام آنها به یک لذت و خوشنودی فیزیکی، روانی یا احساسی منجر می‌شوند.
9-  شیطان بهترین دوست کلیساست چرا که در میان تمام این سالها وجود شیطان دلیل ماندگاری کلیساها بوده است.

 

شیطان‌پرستی دینی

 اگرچه ضروری است که متذکر شویم اینکه اساساً آیا می‌توان شیطان‌پرستی را دینی خواند ، محل سوال‌های جدی است ، لکن با توجه به اینکه در اغلب کشورها چنین دسته‌بندی ارائه شده است از عنوان " شیطان‌پرستی دینی " عیناً استفاده می‌شود . مبنای بنیادین این نوع از گرایش به
شیطانیسم ، پرستش یک نیروی ماوراء الطبیعه اساطیری و یا چند خدایی می‌باشد . عمده پیروان آن به " خدایان " رم باستان ، ‌الهه‌های شرقی و ... گرایش دارند . اما رکن اصلی این نوع نیز مانند سایر انواع تاکید بر پرورش استعدادهای شخصی انسان و در حقیقت خودپرستی است .


شیطان پرستی گوتیک یا شر پرستی:

 

 این فرقه از شیطان پرستان، به دوران تفتیش عقاید مذهبی از طرف کلیسا مربوط می‌شوند. این نوع شیطان پرستان معمولاً متهم هستند به اعمالی از قبیل (خوردن نوزادان ، بز کشی ، قربانی کردن دختران باکره و نفرت از مسیحیان ) این طرز فکر در کتاب مالیوس مالیفیکاروم دسته بندی شده است. (کتابی که در دوران تفتیش عقاید توسط کلیسا (1490م) تالیف شد     و در واقع هرگز به طور رسمی مورد استفاده قرار نگرفت) کتاب حاوی مطالب خرافی از جن گیری و جادوگری و مطالبی از این دست است. ترجمه لغوی نام کتاب پتک جادوگران است..

شیطان پرستی نزدیکی زیادی به جادوگری دارد و دنیای آن پر از افسانه های گوناگون، شیاطین متعدد و افراد مختلف خصوصا جادوگران در ارتباط با آنهاست. در دنیای امروز هم کشورهای مختلفی دارای کلیسای شیطان هستند مانند کشورهای امریکا ، انگلیس ، آلمان و چین که  بر خلاف ادعای شیطان پرستان جدید که بر اساس متون انجیل شیطانی بر عدم کودک آزاری و آزار حیوانات پافشاری می کنند اما وحشتناک ترین اعمال توسط آنها تنها برای مقابله با دستورات الهی انجام می شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

هالووين

 

جشن هالوین زیر بنای شیطانی و بت پرستی دارد. جشن هالوین آمیخته با شب مقدس کاتولیک هاست. شب یادبود مقدسین کلیسای کاتولیک در ماه می و از سال 843 میلادی آغاز شد. سپس برای خوشنودی حکومت و مردم رم این تاریخ را به اول ماه نوامبر تغییر داده اند. (روز جشن الهه درخت و میوه) سپس در آلمان و کشورهای اسکاندیناوی اول نوامبر را به آخر اکتبر تغییر دادند. بدین سبب شب مثدس Holly Evening به هالوین تبدیل شد؛ که انگلیسیها با مهاجرت به آمریکا این رسم را به ارمغان آورده و اشاعه دادند.
سی و یکم اکتبر یعنی روز هالوین سال روز مادر زمین نماد برکت است. در این روز گذشته های بسیار دور پیشینیان؛ انسانهای زنده را در زنبیل ها گذاشته بعنوان قربانی به مادر زمین تقدیم می کردند و با این تقدیم در واقع آنها را زنده به گور کرده؛ می کشتند. بنابراین رفته رفته این شب مقدس کاتولیک به شب هالوین و یا شب ظهور ارواح شریر تغییر یافته است در چنین روزی برای دستیابی به برکت فراوان (دام و غله) اولین فرزند خانواده را قربانی میکردند و باور داشتند که جادوگران سوار بر جاروی خود در آسمان به پرواز در میآیند و زنان با شیطان کارهای زشتی انجام میدهند. در این میان شیطان خود شیپور می نوازد و ارواح شریر بر بلندی تپه ها با جادوگران به رقص و پایکوبی می پردازند و در شب های مهتابی در زیر نور زرد ماه؛ گربه های سیاه ؛ خفاش ها و جن و پری های با آنها همراهی و همکاری می کنند و همچنین اعتقاد داشتند که ارواح شریر همراه ارواح مقدسین در این شب بیرون میآیند. از این رو برای پذیرایی از آنها سیب و گردو و بادام و غذا و نوشیدنی در داخل سینی ها گذاشته تقدیم ارواح می کردند. هنگامیکه رومی های فاتحانه بریتانیای کبیر را تسخیر کردند جشن شیطان پرستی را به انگلستان و بالاخره مهاجرین انگلیسی این جشن را با خود به آمریکا هدیه آورند.
امروزه آنچه ظاهرا ازاین جشن میبینیم شادی برای بچه ها و تعارف و تقسیم شیرینی و شکلات است؛ اما هوشیار باشیم که در پس پرده قدرت شیطان است که تقویت می شود و همچنین گاهی دیده شده که شیطان پرستان در چنین شبی خوردنی ها و شکلات های مسموم در میان مردم توزیع می کنند. چنانچه به اخبار حوادث تلویزیون در شب هالوین توجه کنید حوادثی نظیر؛ آتش سوزی ؛ ضرب و شتم و حتی مرگ و میر بیشتر از هر وقت دیگر به چشم میخورد. در این شب انسان بی خبر از حقیقت قربانی می شوند.
میگویند مردی به نام جک شیطان را فریب داد تا با او کاری نداشته باشد . وقتی جک در گذشت چون اجازه رفتن به بهشت یا جهنم به او داده نشد او خود را در تاریکی با نهادن زغال روشنی درون یک شلغم توخالی جستجو میکرد. امروزه مرسوم است که مردم از کدو بجای شلغم استفاده میکنند. با کمی تامل در می یابیم که اسکلت ؛ ماسک دراکولا ؛ زخمهای مصنوعی روی صورت؛ تیوپهای خون مصنوعی ؛ ماسک های گربه و سگ و خفاش ؛ جارو؛ کدوی نورانی؛ بادام؛ سیب و خانه ها تزیین شده توام با نور زرد فقط یک جشن معمولی برای تفریح و داشتن وقتی خوش نیستند.
هنگامی که مسیحیت رواج یافت؛ دشمانان کلیسا با تحقیر و آزار مسیحیان در شب هالوین؛ شیطان را میستودند. پرستندگان شیطان جمجمه و مذبح و صلیب و منبر هم در برابر خانه های خود قرار می دادند و در قرون گذشته بر دیوارهای کلیسا صلیب های زشت کشیده مسیحیان را مسخره می کردند

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم بهمن 1389ساعت 19:32  توسط FD  | 

شیطان پرستی 1 / یزیدیان

مقدمه:

 

رشد سریع جنبش‌های نو پدید دینی در دنیا و نیز در ایران،امری است كه متاسفانه مورد بی‌توجهی برخی مسوولان و جامعه فرهنگی ما قرار گرفته است.

ادیان یا آیین‌ها یا نحله‌های جدید فكری، انواع مختلف دارند. تنوع این ادیان به لحاظ سن اعضا، محل زندگی آنان (شهر و روستا)، نحوه زندگی افراد، اعمال و شعائر (از سرود و نماز گرفته تا مدیتیشن،رقص، قربانی و...) آن قدر زیاد است كه در ابتدا، هرگونه وجود رسمی و سنتی وجه اشتراك بین آنها را نفی می‌كند

در عین حال، برخی صفات مشترك، كم و بیش در آیین‌های جدید مشاهده می‌شود كه عبارتند از:

1ـمعمولا اعضای این فرقه‌ها ، دلبسته‌تر و  پاي‌بندتر و متعصب‌تر از كسانی‌اند كه به ادیان رسمی معتقدند.

2ـعضویت در این گروه‌ها در جامعه ، غیر مانوس و غیر طبیعی است.

 برخی فرقه‌ها در غرب و عموم آنها در كشوری با دین رسمی و قوی مانند اسلام در ایران، تشكیلاتی كم و بیش مخفی و زیرزمینی تشكیل می‌دهند و اعضا را از بازگویی آنچه در محافل خصوصی می‌گذرد بر حذر می‌دارند.

شيطان پرستي دنيايي را ترسيم مي كند كه هيچ روزنه اميدي براي آن متصور نيست. به همين جهت شيطان پرستي را جهان تاريك مي‌گويند. شيطان پرستي حقيقتي را جستجو مي كند كه در اين جهان يافت نمي شود. خود كشي توجيهي اينگونه دارد ، " اگر بپرسي چرا خودت را مي كشي ؟"  پاسخ مي‌دهد: مي خواهم به حقيقت برسم و حقيقت در اين دنيا به دست نمي آيد. عمده ترين نشانه شيطان پرستي را در تجاوز و قتل به ويژه در تجاوز به كودكان و نوجوانان به همراه قتل آنان بايد ديد.

شيطـان‌پرستـي به چه معنـاست؟


شيطان پرستي به معني پرستش شيطان به عنوان قدرتي فوق العاده قوي و بسيار قويتر و موثرتر از نيروهاي خوب دنيوي همچون خدا است. در شيطان پرستي شيطان به عنوان نماد قدرت و حاکميت بر روي زمين، قدرتي به عنوان برترين قدرت دو جهان مورد توجه و پرستش قرار دارد و اين دنيايي را که به عنوان دوزخ برشمرده مي‌شود را قانونمند مي‌کند. در شيطان پرستي، غير از استفاده از شيطان به عنوان قدرت تاريکي و قدرت مطلق از نيروها و اجنه و روح هاي پليد و شيطاني نيز براي رسيدن به اهداف خود استفاده مي‌شود؛ و در نهايت معناي شيطان پرستي؛ پرستش قدرت پليدي است.
به طور کلي دو تعريف براي گروه‌هاي شيطان پرستي در نظر افراد وجود دارد؛


تعريف اول: هر گروهي که شيطان را (مشابه شيطان تعريف شده در دين مسيحيت که عاري از مفاهيم غيرطبيعي مربوط به پليدي و زشتي است يا يک شيطان انتزاعي) به عنوان خدا قبول داشته باشد و آن را عبادت کند، که معمولاً از آن به عنوان الهه سياه نيز ياد مي‌کنند و آن را منتسب به طبيعت "حقيقي" انسان مي‌نامند.


تعريف دوم: گروه‌هايي که از دين مسيحيت تبعيت نکرده و يا عيسي را با خصوصياتي که در دين مسيح تعريف شده است قبول ندارند. اين تعريف معمولاً توسط بنيادگرايان مسيحي مورد استفاده قرار مي‌گيرد و بر مبناي اين تعريف بسياري از گروه‌ها را شيطان پرست مي‌نامند.

 

 ضرورت انتخاب موضوع تحقيـق

 

روزگار عجيبي است؛ هر گوشه،  در هر خيابان يا بين دوستان را که نگاه مي‌کني درباره اين کلمه مي‌شنوي؛ مخصوصا در بين کساني که ادعاي متال‌بازي و گوش دادن به موسيقي متال به خصوص سبک بلک‌متال را يدک مي‌کشند.چيزي که الان در جامعه مشاهده مي‌شود باب شدن شيطان پرستي و انداختن پنتاگرام در گردن است.
بلک‌متال Darkthrone ، مريلين مانسن ، نيروانا ، آنتون لاوي، کليساي شيطان ، satanic bible ، آدم خواري ، skull-n-bone .... احتمالا حداقل يکي از اين کلمات تاکنون شنيده‌ايد، آدمهاي زيادي را هم ديده‌ايد که خودشان را طرفدار اين نامها و گروهها مي‌دانند! موسيقي هاي آنها را گوش مي‌دهند ، گاه‌گاه لباس‌هاي عجيب غريب مي‌پوشند، علامتهاي خاصي بين خودشان دارند و به قول خودشان " تيريپ خفن ميزنن"!
از اينها که بگذريم حتما زياد هم شنيده‌ايد که در فلان کشور يک عده شيطان پرست يک آدم را تيکه تيکه کردند يا خوردند يا فلان جنايت را انجام دادند.
لذا بر آن شديم تا در مورد شيطان‌پرستي و شيطان‌پرستان تحقيقي اجمالي به عمل آوريم.

 

 

هـدف تحقيـق

 

هدف از اين تحقيق شناساندن انواع شيطان پرستي و گروه‌ها، سنبل‌ها، اعتقادات و اعمال شيطان‌پرستان مي‌باشد.



 

 روش تحقيـق


در اين تحقيق از روش توصيفي- تاريخي استفاده شده است.جهت گردآوري مطالب در اين تحقيق از کتاب، مقالات و اينترنت استفاده شده است.

 

تاريخچـه شيطـان پرستــي


شايد عده اي شيطان پرستي را آئيني مدرن و نهايتا مربوط به قرن ۱۶ - ۱۵ ميلادي بدانند اما واقعيت چيز ديگريست. شايد بتوان تاريخچه شيطان پرستي را به قرون اوليه پيدايش آدمي نسبت داد. البته شواهد به دست آمده اين حرف را تصديق مي‌کند که شيطان پرستي در نواحي امريکاي لاتين، امريکاي جنوبي و افريقاي مرکزي به قرن ها قبل از ميلاد مسيح برمي‌گردد و قبايلي که آثاري از آنها باقي مانده است اين احاديث را تصديق مي‌کنند. در اکتشافات به دست آمده در امريکاي جنوبي يکي از قبايل اين قاره که اعتقاد بسياري به خوب و بد داشتند شيطان را پرستش مي‌کردند و حتي قرباني هايي را از انسان به شيطان هديه مي‌کردند که مکانهاي انجام مراسم قرباني هنوز وجود دارد و اجساد موميايي به دست آمده و نوع کشته شدن ها نشانگر قرباني شدن اين انسانها (که در آنها بيشتر زنان به چشم مي‌خورند) است. در افريقاي مرکزي و در دشتها و کويرهاي سوزان اين قاره نيز در قبايلي که معروفترين آن قبيله "اوکاچا" مي‌باشد، شيطان به عنوان قدرت مطلق زمين و آسمان و پديد آورنده آن و خداي خشم و نفرت پرستش مي‌شد و حتي قرباني هايي نيز در مواقع خاص به آن اهداء مي‌شد. ذکر اين نکته ضروري است که زمان قرباني کردن انسانها در برابر شيطان لحظه هاي خاصي بوده است.
تاريخچه شيطان پرستي به سالهاي بسيار دور بر مي‌گردد که بعدها  اين آئين و سنت به صورتهاي ديگر نمود پيدا کرد که چيزهايي از گذشته چه با تحريف و چه بدون تحريف دست به دست در حال عبور همراه با زمان است. البته شيطان پرستي در زمان پيدايش زبان و خط و زمان مادها، سومريان، بابليان و ... نيز ادامه داشت تا در قرون ۱۴ -۱۵ ميلادي شيطان پرستي نوين به وجود آمد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مبـدا شيطـان پرستــي

يزيديان يا شيطان پرستان قديمي

 

وجه تسمیه یزیدیان:

بنا بر نقلی واژۀ یزیدیه مشتق از کلمۀ«ایزد» یا «یزته» است که در فارسی باستان به معنای دین خدایی است.در دوران اسلامی به یزدان مبدل شده و عربها چون معنی یزدان را نمی دانستند آنرا به یزید تعبیر نمودند،لذا آنها را به یزید بن معاویه نسبت دادند و آنها را یزیدی نامیدند.

برخی گویند: به نظر مي‌رسد نام فارسی آن و انتساب آنها به مفهوم «ایزد»در دین زرتشت، صحیح تر باشد.

البته آیین یزیدیان یا ایزدیان یا یزدیان یا فرقۀ عدویه و شیطان پرستان دارای اصل و اساس روشنی نیست و محقق نیز به نتیجۀ مشخصی نمی رسد.

زمان پیدایش، مؤسس، نام دقیق، پیشینه و دین اصلی و قدیمی آنها مشخص نمی باشد.

جایگاه ونقش یزید دقیقا معلوم نیست، ومشخص نیست یزید مورد احترام آنها در اصل آیا یزید بن معاویه است، یا یزید بن أنیسه از خوارج یا فرد دیگری.

پیشینۀ مسلک یزیدی

این مسلک پیش از ورود اسلام در مناطق عراق و ایران، وجود داشته است و تحت تأ ثیر ادیان «زرتشتی» و«مانوی» قرار گرفته است و عقاید «مهر پرستانه»و «ثنویت زرتشتی » بر آن تاثیر گذاشته است.

تاثیراتی از دین یهود و فرقۀ «نسطوری» و عقاید صوفیه (پس از اسلام) نیز در منابع دیده مي‌شود.

دامنۀ کوه سنجار در شهر موصل عراق محل اصلی زندگی شیطان پرستان قدیمی بوده است.

این فرقه مرشد ورئیس خود را «شیخ شرف الدین ابوالفضائلی بن مسافربن موسی بن مروان بن حسن بن مروان» مي‌دانند.

وی مرشد طریقۀ صوفیه معروف به عدویه است و در سال 467ه در روستای بیت فار در جنوب بعلبک به دنیا آمد و معاصر و دوست عبدالقادر گیلانی مؤسس طریقۀ صوفیۀ قادریه است.

او به فضل و زهد معروف بوده است ودر حدود سال 557ه در سن نود سالگی در گذشت و در هکاریۀ،در منطقۀ کردستان عراق و نزدیکی شهر موصل در خانقاه خود دفن شد.

شیخ عبدالقادر گیلانی در وصف او مي‌گوید :«اگر پیامبری با تلاش و مجاهدت به دست مي‌آمد، عدی بن مسافر آن را به دست مي‌آورد»

یکی از سفارشات شیخ عدی به پیروانش، دوری از کتاب و سواد بود که در نتیجه اکثر یزیدیان بی سوا د هستند و عقاید آنها سینه به سینه منتقل مي‌شود و به همین دلیل، اولا : عقاید آنها مخفی مانده و منتشر نشده است، ثانیا : برخی از آن عقاید تغییر نموده است.

بعد از شیخ عدی این فرقه به سرعت دچار انحراف شدند. جانشینان وی، نیمه خدایانی شدند که در اساطیر یزیدیه همراه با فرشتگان و ملک طاووس«شیطان» در آفرینش جهان نام آنها برده مي‌شود.لذا  یزیدیان میراث خود را احیا نموده و به اصل زرتشتی خود باز گشتند.

آنان پس از اینکه ظاهرا مسلمان شدند معتقد به امامت یزید و سپس الوهیّت وی شدند، تعدادی از خدایان را با او شریک نموده و شروع به پرستش آنها نمودند.

آنها شیخ  عدی را در بالاترین مرتبه ها قرار دادند

یزیدیه، برخی شیخ عدی را خدا و برخی شریک خدا مي‌دانند.بعضی دیگر وی را وزیر اعظم خدا مي‌دانند که فرمانی بدون رأی و مشورت او صادر نمی شود.

اصول اعتقادی یزیدیان :

1-اعتقاد به خدای یگانه و ناظم آسمانها و زمین و آفرینش هفت فرشته برای یاری خداوند،بدین صورت:

خلق شیطان یا ملک طاووس در روز یکشنبه.

دردائیل یا شیخ حسن در روز دوشنبه.

اسرافیل یا شیخ شمس الدین در روز سه شنبه،

میکائیل یا شیخ ابوبکر در روز چهار شنبه.

جبرائیل یا شیخ سجادین در روز پنج شنبه.

شمنائیل یا شیخ ناصر الدین در روز جمعه.

ملک نورائیل یا شیخ فخر الدین روز شنبه.

سپس خداوند به کمک این شیوخ جهان را آفریدو سپس با کشتی آمد به روستای لالش و زمین و آسمان را به صورت کنونی  در آورد.

3-اعتقاد یزیدیان نسبت به شیطان:

آنها مي‌گویند ما به جز خداوند عالمیان، ملک طاووس را از آن رو گرامی مي‌داریم که او منشأ همۀ پلیدی ها است و باید او را راضی کنیم تا از انتقام او خلاص شویم و به سعادت دنیا و آخرت برسیم.

خداوند کریم نیز عاقبت با ملک طاووس آشتی مي‌کند و لعن کنندگان او را هلاک خواهند شد. شیخ عدی مردم را از دشنام و نفرین کردن باز مي‌داشت ولی پیروانش آنرا بال وپر دادند تا جایی که لعن شیطان را حرام و قتل لعن کننده را واجب مي‌دانند.

آنها معتقدند همۀ فرشتگان با سجده بر آدم مشرک شدند مگر ابلیس که سرور فرشتگان شد.لذا شمایل ملک طاووس را احترام مي‌کنند واین کار را موجب پاکی از گناهان و قبولی عبادات مي‌دانند.

یزیدیان معتقدندآدم وحوا را خداوند خلق نمود و کار آنها را به ملک طاووس سپرد و به وسیلۀ او «شیطان» آنها از بهشت بیرون رانده شدند.

آنها معتقدند :یزیدیان تنها از نسل آدم هستند و سایر انسانها از نسل مشترک آدم وحوا هستند.لذا اختلاط و ازدواج با فرزندان آدم و حوا را جایز نمی دانند.

تکالیف مذهبی یزیدیان:

ارکان عبادت یزیدی ها چهار عمل است.1-نماز 2- روزه3- زکات4- حج.

1- نماز:به این کیفیت که هنگام طلوع خورشید از خواب بر خاسته و پا برهنه رو به خورشید مي‌ایستند و چهار بار سجده مي‌کنند و دعای مخصوصی را به زبان عربی، کردی، و فارسی مي‌خوانند.

2- روزۀعمومی و خصوصی، سه روز روزه در روزهای سه شنبه، جهارشنبه و پنجشنبۀ ماه دسامبریعنی کوتاهترین روزهای سال.

روزۀ خصوصی هم هشتاد روز است. نیمی از آن را در بیستم ماه دسامبر شرقی و نیم دیگر را در بیستم ماه جولای شرقی آغاز مي‌کنند.

3- حج: یزیدیان مرقد شیخ عدی را کعبه قرار داده و مراسم خود را در روز 15ماه سپتامبر شرقی (مطابق روز 28 سپتامبر غربی) آغاز مي‌کنند و در بیستم سپتامبر شرقی (سوم اکتبر غربی ) تمام مي‌کنند.

بر هر یزیدی در هر سنی که باشد واجب است سالی یک بار حج انجام دهد.

بعد از مراسم شراب مي‌خورند و شادی مي‌کنند و باید در حضور تصویر ملک طاووس چیزی به شیخ یا قوالها « کسانی که سرودهای دینی مي‌خوانند » قوالها با خاک مرقد شیخ عدی قرص هایی درست مي‌کنند و مي‌فروشند این قرصها برای تبرک و حفظ  سلامتی جسم و جان و خوردن به هنگام مریضی مفید است.

4- زکات: برهر مرید واجب است یک دهم محصول خود را به شیخ و.... بپردازد.

آداب و رسوم

1- مراسم ازدواج و طلاق:

ازدواج در میان آنها مراسم مفصلی دارد  که مخصوص خود آنها است. عقد با تقسیم  یک نان از خانۀ پیشوایان دین  بین عروس و داماد و خوردن آن دو محقق مي‌شود. طلاق نیز با پرتاب یک سنگ ریزه از طرف شوهر به سوی زن انجام مي‌شود.

2- پوشیدن لباس آبی  در این مسلک حرام است. لباس سفید را لباس اهل بهشت مي‌دانند و بیشتر استفاده مي‌کنند.

رهبران آنها غالبا لباس سیاه مي‌پوشند و مردها خرقه ای از پشم سیاه روی پیراهن مي‌پوشند و آنرا مقدس مي‌دانند.

3- برخی از در ختان بزرگ و قدیمی را تقدیس مي‌کنند  و با پار چه ای مي‌پوشانند یا رنگ مي‌زنند.

4- اگر کودکی آبله یا حصبه گرفت، از خاک قبر عدی بن مسافر در آب حل مي‌کنند و به او مي‌دهند و بدن کودک را با گل آن خاک مي‌پوشانند تا شفا یابد.

5- رعد وبرق، ابر و آتش و خورشید و ماه و ستارگان را گرامی مي‌دارند و به نان و چراغ احترام مي‌کنند.

6- ختنه کردن قبل از ازدواج واجب است.

7-غسل تعمید دارند که در رودخانۀ «شمس » انجام مي‌دهند و کفنهای خود را در این رودخانه مي‌شویند.

8- آموختن سواد حرام است و سزای آن در دنیا قتل و در آخرت عذاب است.

آموختن عربی نیز ممنوع است. فقط یک نفر از نسل شیخ عدی حق دارد عربی و قرآن را یاد بگیرد ولی باید نام شیطان را از نسخۀقرآن پاک کند، چرا که کسی حق ندارد نام اوو راا به زبان بیاورد.

9- نماز جماعت حرام است.

10- آب دهان انداختن توهین به ملک طاووس است و حرام است.

11- قضای حاجت در مستراح حرام است و نیز حمام کردن زیر سقف حرام است.و بعد از قضای حاجت، طهارت و استنجا جایز نیست.

12-گوشت خوک و تمام ماهی ها و گوشت آهو حرام است. خروس نیز برای مشایخ و رهبران حرام است.

15- کاهو، کلم، لوبیا کدو، بامیه، حرام است.

16- خوردن آب از مشک و کوزه ای که «بق بق» کند حرام است.

17- تراشیدن و چیدن سیبیل حرام است، ریش تراشیدن بهتر است ولی برای رهبران دینی  ممنوع است.و در حضور غیر یزیدی و با تیغ او، تراشیدن ریش ممنوع است.

18- شرکت در نماز جماعت مسلمانان حرام است.

19- کوتاه  نمودن ناخن حرام است.

20-غسل جنابت حرام است.

21- استفاده از اسب برای بار بری ممنوع است.

22- ترک وطن بیش از یک سال حرام است ومو جب جدایی زن از شوهرش مي‌شود.

23- نگاه به زن غیر یزیدی و شوخی با او حرام است.

24- گوشت ذبح شده دیگران و آشامیدن از ظرف آب دیگران ممنوع است.

25-آنها شغل خاصی ندارند، ولی اکثرا به کشاورزی و دام پروری اشتغال دارند.

26- تقویم آنها شمسی است و آغاز سال آنها روز چهارشنبه هفتۀ اول ماه آوریل است.

در شب چهارشنبه قربانی مي‌کنند و مي‌پزند و تا سپیده دم باید آنرا بخورند

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم بهمن 1389ساعت 19:30  توسط FD  |